محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
261
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
زيباروى و سفيدچهره بوده با چشمانى سياه و ريشى پرپشت . « 6 » ابو عبد الله و اهل بيت و اصحاب خود چندى در آن مملكت كوچك و حقير زندگى كردند . در اندرش خردك دربارى داشت . روايت قشتالى مىگويد در امن و راحت و رفاه بود . بيشتر اوقاتش در شكار و گردش در اطراف شهر مىگذشت « 7 » . فرناندو و ايسابلا با آنكه پيروز شده بودند ولى از ماندن سلطان مخلوع در اراضى اسپانيا بيمناك بودند و مىترسيدند منشأ برخى شورشها شود . ازاينرو بر او موكلان و جاسوسان برگماشتند تا حركات و حرفهاى او را گزارش كنند . دو تن از اين جاسوسان وزيران مكار او يوسف بن كماشه و ابو القاسم عبد الملك بودند . « 8 » هنوز سالى از توقفش در اندرش نگذشته بود كه پادشاه و ملكه براى دور كردن او از اندلس دست به كار شدند . و عامل اين كار نيز ابن كماشه و ابو القاسم بودند . در ماه مارس سال 1493 م ميان دو وزير و فرناندو دوثافرا امين پادشاه و ملكه در باب رفتن او از اراضى اسپانيا به مغرب گفتگوهايى درگرفت . گويند كه ابو عبد اللّه وزيران خود را از شركت در اين مذاكرات منع كرده بود ولى ناگهان خبر شد كه مقرر شده كه همهء حقوق و املاك خود را در برابر مبلغ ناچيزى واگذار كند و برود . چون ابن كماشه اين تصميم را به عرض او رسانيد برآشفت و به او پرخاش كرد و او را مشت زد . ولى وزير استدلال كرد كه ماندن در سرزمين دشمن آن هم با اين خوارى و خفت به صلاحش نيست زيرا كسى نمىتواند متكفل سلامت او شود و رفتن به اراضى اسلام بهتر از ماندن در اراضى كفر است . ابو عبد اللّه نيز همانند عمش ابو عبد اللّه الزغل خود به چنين نتيجهاى رسيده بود . عاقبت
--> ( 6 ) . . 47 . P . III . V , dibi , artnaclA etneufaL - از ابو عبد الله دو تصوير به دست ما رسيده كه كار نقاشان اسپانيايى است . يكى در موزه قصر جنة العريف است و يكى در موزه غرناطه موسوم به soriT sol ed asaC كه در هنگام اسارت از او كشيدهاند . هنگامى كه در غرناطه بودم اين دو تصوير را ديدم و از آن عكس گرفتم و عكسها را در اين كتاب آوردهام . ( 7 ) . . 18 . P . III . V dibi , artnaclA etneufaL ( 8 ) . . 18 . P . III . V dibi artnaclA etneufaL